السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)
98
تفسير هدايت (فارسى)
حالى كه فرشتگان صف به صف ايستادهاند . » آيا كدام آيت بزرگ از آيات خدا در آن روز متجلى مىشود كه خدا از آن با عبارت « و جاء ربّك » سخن گفته است ؟ من اين را نمىدانم ، ولى روزى بزرگ است و ما كه در دنياى تنگ زندگى مىكنيم ، ممكن نيست آن افقهاى بزرگ را احساس كنيم . [ 23 ] مگر اين كه از معانى حضور و شهود خدا حضور آن ارزشها باشد كه به آنها فرمان داده ، و از بين رفتن ارزشهاى باطل و گمراهيهايى كه خدا انسان را در دنيا به آنها امتحان كرده بوده است . . . و به همين جهت اول چيزى كه آورده مىشود ، جهنم يعنى زندان هولناك گناهكاران و تبهكاران است : « وَ جِيءَ يَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ - و آن روز جهنم را مىآورند . » جهنم امروز در كجا است ، و چگونه آن را در آن روز مىآورند ؟ آيا كرهء افروختهء بزرگى / 101 همچون خورشيد و بزرگتر از آن است كه چون خورشيد در آن افتد ، از فزونى حرارت آن به فرياد در مىآيد ، يا چيزى ديگر ؟ اين را نمىدانيم ، ولى در روايتى مأثور از ابو جعفر ( الباقر ) - عليه السلام - آمده است كه گفت : « هنگامى كه آيهء : وَ جِيءَ يَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ نازل شد ، دربارهء آن از رسول اللَّه - صلى اللَّه عليه و آله - پرسش كردند ، و او گفت : روح الامين به من خبر داد كه خدا چون آفريدگان آفريده شدند و اولين و آخرين گردهم آمدند جهنم را آورد كه با هزار مهار كشيده مىشد و صد هزار از فرشتگان غلاظ و شداد آن را مىكشيدند ، و آن را بانگ و خشم و شهيق و زفير بود ، و چون نفس بيرون مىداد ، اگر خدا حساب مردمان را براى بعد نگذاشته بود همگان هلاك مىشدند ، سپس از آن گردنى بيرون آمد كه بر آفريدگان محيط شد و نيكوكار و فاجر را در ميان خود گرفت ، و هيچ بندهاى از بندگان خدا و فرشته و پيامبر نبود مگر آن كه بانگ برداشت كه : پروردگارا ، جانم جانم ، و تو اى پيامبر خدا فرياد مىكردى : امتم ، امتم ، سپس بر آن صراط نهاده شد كه باريكتر از لبهء شمشير بود و بر آن سه پل قرار داشت : يكى پل امانت و رحم ، دومى پل نماز ، و سومى پل رب العالمين لا إله غيره ، مردمان را به عبور از آنها